تا به کی پنهان کنم در سینهی تنگم تورا؟
سوختم من،سوختم من،سوختم دیرآشنا
آبرویم در خطر باشد اگرافشاشود
درد سنگینتر از این باشد مگر درجان ما!
خوش براحوال دلم ،خاکسترش برباد رفت
نیست از او جز غباری مختصر درزیرپا
آنچنانی که خودم می خواهم امشب میروم
می روم تنهای تنها بازهم تا انزوا
خوب می دانم نفهمیدی که منظورم چه بود
باز می گویی: تو مشکوکی به عشق من چرا؟
بی خیال قافیه بگذار تابو بشکنم
قرض کردم مصرعی از شاعر" قصاب" ها
هیچ کس پیدا نشد تا شورشی برپا کنم
(اهل دل بی شورش مطرب نیاید در سماع)
#زهراضیایی
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل جعفرینژاد